تبلیغات
کلید زندگی - مطالب داستان
تاریخ : دوشنبه 30 تیر 1393
نویسنده : م

خانواده بسیار فقیری بودند که در یک مزرعه و یک کلبه کوچک کنار مزرعه کار و زندگی می‌کردند، کلبه آنها نه اتاقی داشت و نه اسباب و اثاثیه ای. اعضای خانواده از برداشت محصولات مزرعه آنقدری گیرشان می‌آمد که فقط شکمشان را به سختی سیر کنند. اما یک سال بدون هیچ علتی، محصول کمی بیشتر از حد معمول بدست آمد، در نتیجه کمی بیش از نیازشان پول بدست آوردند…


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: داستان ,
برچسب‌ها: داستان , دوست داشتن ,
تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393
نویسنده : م

رؤیای بر باد رفته (داستان واقعی)
جك كانفیلد

‏سالها پیش در اسکاتلند خانواده «کلارک» تنها یک رؤیا در سر می پروراند و آن هم سفر به آمریکا و گشت و گذار و سیاحت آن سرزمین بود. کلارک به سختی کار می‌کرد و همسرش صرفه‌جویی، تا بتوانند هزینه این مسافرت رؤیایی را فراهم کنند. البته چند سالی طول کشید تا توانستند به اندازه کافی پول پس‌انداز کنند و پاسپورت‌های خود را بگیرند و خانواده که مرکب از زن و شوهر و هشت بچه بودند عازم سفر شوند و در یک کشتی مجلل تفریحی بلیت‌های خود را رزرو کنند


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: داستان ,
تاریخ : سه شنبه 24 تیر 1393
نویسنده : م

پسر ترسو (داستان واقعی)
ناپلئون هیل - کلمنت استون

سخنی از این داستان:«همیشه وقتی نوع برخوردمان را تغییر دهیم، همه چیز تغییر می‌کند
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بن در نزدیکی یک منطقه‌ی فقیرنشین در «سنت‌جوزف» واقع در «میسوری» بزرگ شد. پدرش خیاط مهاجری بود که درآمد کمی داشت. گاهی حتی چیزی برای خوردن یا گرم کردن خانه نداشتند. بن همیشه یک سطل ذغال برمی‌داشت و به انتهای خط راه‌آهن در آن نزدیکی می‌رفت و تکه‌های زغال جمع می‌کرد. او از کوچه‌های پشتی می‌گذشت تا بچه‌های مدرسه او را نبینند.


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: داستان ,
برچسب‌ها: موفقیت نامحدود در 22 روز ,
تاریخ : سه شنبه 24 تیر 1393
نویسنده : م

شور و شوق
جان ماکسول

سخنی از این داستان:«هیچ چیز جای عشق و علاقه را نمی‌گیرد».
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

می‌گویند که جوانی کم شوروشوق نزد سقراط رفت و گفت: «ای سقراط بزرگ، آمده‌ام که از خرمن دانش تو خوشه‌ای برگیرم».
فیلسوف یونانی جوان را به دریا برد، او را به درون آب کشانید و سرش را ۳۰ ثانیه زیر آب کرد. وقتی که دست خود را برداشت تا جوان سر از آب برآورد و نفس بکشد، سقراط از او خواست که آنچه را خواسته بود، تکرار کند.

ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: داستان ,
برچسب‌ها: شور و شوق , سقراط , ماكسول جان , صفت های بایسته یك رهبر ,
تاریخ : سه شنبه 24 تیر 1393
نویسنده : م

 راز کامیابی در پشتکار است (داستان واقعی)
جک کنفیلد
 
«باری فاربر»، نویسنده‌ی کتاب «الماس در سنگلاخ» می‌نویسد:
‏اولین کتاب من تحت عنوان «هنر فروش و بازاریابی» را پیش از آنکه ناشری پیدا بشود و آن را بخرد، به بیست و شش ناشر دیگر ارائه کرده بودم. در اینجا می‌خواهم از مؤلفان و نویسندگانی که گرچه بسیار هم با استعداد و خوش قریحه هستند، اما چگونه قادر نمی‌شوند کتاب‌هایشان را به زیور طبع یبارایند و آنها را برای چاپ به یک مؤسسه‌ی انتشاراتی بسپارند یاد کنم.

 


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: داستان ,
برچسب‌ها: پشتکار , جک کنفیلد , كودك درون و چراغ جادو ,
تاریخ : دوشنبه 23 تیر 1393
نویسنده : م

سرهنگ ساندرس یک روز در منزل نشسته بود. در این میان نوه اش آمد و گفت: بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه می خری؟

او نوه اش را خیلی دوست می داشت، گفت: حتماً عزیزم! حساب کرد ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنشستگی می گیرم و حتی در مخارج خانه هم می مانم. شروع کرد به خواندن کتاب های موفقیت.

 


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: داستان ,
برچسب‌ها: موفقیت ,
آخرین مطالب